خرید بک لینک
اینقدر کم پیش میاد کنار هم باشیم که بعد از سه سال هنوز داریم اولین ها رو تجربه میکنیم...

مثلا اولین سینمایی که در یکی از شب های ماه رمضون با هم رفتیم،

یا

اولین باری که روز تولدم کنارم بود...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:21

حالِ بعضی دوستی ها مثل خوردن یک لیوان شربت پُر از یخ وسط گرما ماه تیر هستشن. اون روزها که از قسمت "وبلاگ دوستان" وارد وبلاگ هاشون میشدم و کامنت میذاشتم و خط به خط پست هاشونو با عشق میخوندم فکر نمیکردم روزی که بلاگستان اونقدر سوت و کور بشه که خیلی ها درِ وبلاگ هاشونو تخته کنن و برن باز هم این دوستی باقی بمونه و بشه یه گروه حال خوب کن تلگرامی که هرگز نمیشه ازش دل کند، بعد هم برسه به قرار هفت مر

برچسب: لیوان,شربت,گرما, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:21

این روزها بی نهایت برام حساس و نفس گیر هستش. برای هر ثانیه ش برنامه نوشتم و کم میخوابم باورم نمیشه دارم به خطوط آخر پایان نامه میرسم. از تصور روز دفاع نفسم بند میاد.هرچقدر هم که بیشتر به آخر هاش نزدیک میشم بیشتر دچار این حس میشم که نکنه همه چی غلط باشه:///// بدتر از تصور روز دفاع تصور پاییز پیش رو هستش. پاییزی که در اون من دیگه دانشجو نیستم و احساس های عجیب و غریب داره من رو میکُشه با فکر کرد

برچسب: پاییز, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:21

صفحه بندی